پايان سال 1392 بود آلبوم عكس هايم را نگاه ميكردم. عكس طلبه شهيد جعفري را توي آلبوم ديدم يك دفعه به ذهنم رسيد نام او را در اينترنت سرچ كنم با مشخصاتي كه در صفحه مانيتور بالا آمد ديدم اين شهيد از قم اعزام شده بود فكر نميكنم تا حالا كسي از رفقا و دوستان شهيد به ديدن خانوادهاش رفته باشند. و اين شد عيد سال1393 به اتفاق همسرم به استان مازندران رفتيم. وقتي به شهر بابل رسيديم. از رهگذري بابلي پرسيدم ميخواهيم به بند پي برويم او از ما سوال كرد كدام بند پي؟ گفتم: مگر چندتا بند پي هست؟! گفت: يكی بند پي شرقي است ودیگری بند پي غربي. چون نميدانستم راهي كداميك بايد شوم و شهيد اهل كداميك است گفتم: از غرب خوشمان نميآيد ميرويم بند پي شرقي. شروع كرديم مسير را پشت سر گذاشتن. تازه فهميدم بند پي شامل تعداد زيادي روستا ميشود. آبادي هاي به هم چسبيده را پشت سر ميگذاشتيم و ابتداي هر روستايي عكس هاي شهدايشان را تابلو كرده بودند ميايستاديم آنها را نگاه ميكرديم كه شايد عكس و تصويري از اين شهيد را ببنيم. چندمين روستاي مسير را به همين روش پيش روش پيش رفتيم ولي دريغ از يك عكس اين شهيد. امیدوار بودم ته قلبم روشن بود كه بالاخره پيدا خواهم كرد. به ورودي شهر گلوگاه كه در دامنه كوهستان قرار دارد رسيديم چون ايام عيد بود در كنار پايگاه حلال احمر مستقر در كنار جاده ماشين را پارك كردم و خسته نباشيدي به آنها گفتم و پرسيدم ميخواهيم برويم منزل طلبه شهيد حسينعلي جعفري يكي از افراد هلال احمر تا اسم شهيد جعفري را شنيد گفت: من شماره تلفن همراه برادرش را دارم. شماره تلفن برادر شهيد را در گوشی تلفنم پايان سال 1392 بود آلبوم عكس هايم را نگاه ميكردم. عكس طلبه شهيد جعفري را توي آلبوم ديدم يك دفعه به ذهنم رسيد نام او را در اينترنت سرچ كنم با مشخصاتي كه در صفحه مانيتور بالا آمد ديدم اين شهيد از قم اعزام شده بود فكر نميكنم تا حالا كسي از رفقا و دوستان شهيد به ديدن خانوادهاش رفته باشند. و اين شد عيد سال1393 به اتفاق همسرم به استان مازندران رفتيم. وقتي به شهر بابل رسيديم. از رهگذري بابلي پرسيدم ميخواهيم به بند پي برويم او از ما سوال كرد كدام بند پي؟ گفتم: مگر چندتا بند پي هست؟! گفت: يكی بند پي شرقي است ودیگری بند پي غربي. چون نميدانستم راهي كداميك بايد شوم و شهيد اهل كداميك است گفتم: از غرب خوشمان نميآيد ميرويم بند پي شرقي. شروع كرديم مسير را پشت سر گذاشتن. تازه فهميدم بند پي شامل تعداد زيادي روستا ميشود. آبادي هاي به هم چسبيده را پشت سر ميگذاشتيم و ابتداي هر روستايي عكس هاي شهدايشان را تابلو كرده بودند ميايستاديم آنها را نگاه ميكرديم كه شايد عكس و تصويري از اين شهيد را ببنيم. چندمين روستاي مسير را به همين روش پيش روش پيش رفتيم ولي دريغ از يك عكس اين شهيد. امیدوار بودم ته قلبم روشن بود كه بالاخره پيدا خواهم كرد. به ورودي شهر گلوگاه كه در دامنه كوهستان قرار دارد رسيديم چون ايام عيد بود در كنار پايگاه حلال احمر مستقر در كنار جاده ماشين را پارك كردم و خسته نباشيدي به آنها گفتم و پرسيدم ميخواهيم برويم منزل طلبه شهيد حسينعلي جعفري يكي از افراد هلال احمر تا اسم شهيد جعفري را شنيد گفت: من شماره تلفن همراه برادرش را دارم. شماره تلفن برادر شهيد را در گوشی تلفنم پايان سال 1392 بود آلبوم عكس هايم را نگاه ميكردم. عكس طلبه شهيد جعفري را توي آلبوم ديدم يك دفعه به ذهنم رسيد نام او را در اينترنت سرچ كنم با مشخصاتي كه در صفحه مانيتور بالا آمد ديدم اين شهيد از قم اعزام شده بود فكر نميكنم تا حالا كسي از رفقا و دوستان شهيد به ديدن خانوادهاش رفته باشند. و اين شد عيد سال1393 به اتفاق همسرم به استان مازندران رفتيم. وقتي به شهر بابل رسيديم. از رهگذري بابلي پرسيدم ميخواهيم به بند پي برويم او از ما سوال كرد كدام بند پي؟ گفتم: مگر چندتا بند پي هست؟! گفت: يكی بند پي شرقي است ودیگری بند پي غربي. چون نميدانستم راهي كداميك بايد شوم و شهيد اهل كداميك است گفتم: از غرب خوشمان نميآيد ميرويم بند پي شرقي. شروع كرديم مسير را پشت سر گذاشتن. تازه فهميدم بند پي شامل تعداد زيادي روستا ميشود. آبادي هاي به هم چسبيده را پشت سر ميگذاشتيم و ابتداي هر روستايي عكس هاي شهدايشان را تابلو كرده بودند ميايستاديم آنها را نگاه ميكرديم كه شايد عكس و تصويري از اين شهيد را ببنيم. چندمين روستاي مسير را به همين روش پيش روش پيش رفتيم ولي دريغ از يك عكس اين شهيد. امیدوار بودم ته قلبم روشن بود كه بالاخره پيدا خواهم كرد. به ورودي شهر گلوگاه كه در دامنه كوهستان قرار دارد رسيديم چون ايام عيد بود در كنار پايگاه حلال احمر مستقر در كنار جاده ماشين را پارك كردم و خسته نباشيدي به آنها گفتم و پرسيدم ميخواهيم برويم منزل طلبه شهيد حسينعلي جعفري يكي از افراد هلال احمر تا اسم شهيد جعفري را شنيد گفت: من شماره تلفن همراه برادرش را دارم. شماره تلفن برادر شهيد را در گوشی تلفنم پايان سال 1392 بود آلبوم عكس هايم را نگاه ميكردم. عكس طلبه شهيد جعفري را توي آلبوم ديدم يك دفعه به ذهنم رسيد نام او را در اينترنت سرچ كنم با مشخصاتي كه در صفحه مانيتور بالا آمد ديدم اين شهيد از قم اعزام شده بود فكر نميكنم تا حالا كسي از رفقا و دوستان شهيد به ديدن خانوادهاش رفته باشند. و اين شد عيد سال1393 به اتفاق همسرم به استان مازندران رفتيم. وقتي به شهر بابل رسيديم. از رهگذري بابلي پرسيدم ميخواهيم به بند پي برويم او از ما سوال كرد كدام بند پي؟ گفتم: مگر چندتا بند پي هست؟! گفت: يكی بند پي شرقي است ودیگری بند پي غربي. چون نميدانستم راهي كداميك بايد شوم و شهيد اهل كداميك است گفتم: از غرب خوشمان نميآيد ميرويم بند پي شرقي. شروع كرديم مسير را پشت سر گذاشتن. تازه فهميدم بند پي شامل تعداد زيادي روستا ميشود. آبادي هاي به هم چسبيده را پشت سر ميگذاشتيم و ابتداي هر روستايي عكس هاي شهدايشان را تابلو كرده بودند ميايستاديم آنها را نگاه ميكرديم كه شايد عكس و تصويري از اين شهيد را ببنيم. چندمين روستاي مسير را به همين روش پيش روش پيش رفتيم ولي دريغ از يك عكس اين شهيد. امیدوار بودم ته قلبم روشن بود كه بالاخره پيدا خواهم كرد. به ورودي شهر گلوگاه كه در دامنه كوهستان قرار دارد رسيديم چون ايام عيد بود در كنار پايگاه حلال احمر مستقر در كنار جاده ماشين را پارك كردم و خسته نباشيدي به آنها گفتم و پرسيدم ميخواهيم برويم منزل طلبه شهيد حسينعلي جعفري يكي از افراد هلال احمر تا اسم شهيد جعفري را شنيد گفت: من شماره تلفن همراه برادرش را دارم. شماره تلفن برادر شهيد را در گوشی تلفنم
مشخصات وب
بسم الله الرحمن الرحیم زنده نگه داشتن یاد شهدا کمتر از شهادت نیست -
ان الجهاد باب من ابواب الجنه فتحه الله لخاصه اولیا ئه - جهاد دریست از در های بهشت که گشوده می شود به روی خاصان از اولیا ئش.
ان شالله به یاری خدا و عنایت اهلبیت علیهم السلام بتوانیم یاد ی کنیم ازشهدا و رزمندگان دفاع مقدس .
موضوعات وب
- تصاویر رزمندگان و شهدای واحد تخریب لشکر7 1ع
- تخریبچی شهید
- تصویر رزمنده تخریبچی
- خاطرات تخریبچیان لشکر 17علی بن ابیطالب علیه السلام
- دستنوشته ها ی شهدا و رزمندگان واحد تخریب ل17ع
- وصیتنامه شهدای واحد تخریب ل17 ع
- انواع مین ومیدان موانع
- تصاویر رزمندگان وشهدای دیگرواحدهاوگردانهای لشکر 17
- خاطرات رزمندگان وشهدای لشکر 17 علی بن ابیطالب(ع)
- والدین شهدا
- خاطرات ناب دفاع مقدس
- ویدئو - رزمنده تخریبچی لشکر 17 علی بن ابیطالب (ع)
- دفاع مقدس
- ویدئو - رزمنده لشکر 17 علی بن ابیطالب ( ع)
آرشیو وب
- شهریور ۱۴۰۲
- خرداد ۱۴۰۲
- اردیبهشت ۱۴۰۲
- فروردین ۱۴۰۲
- اسفند ۱۴۰۱
- بهمن ۱۴۰۱
- دی ۱۴۰۱
- آذر ۱۴۰۱
- مهر ۱۴۰۱
- شهریور ۱۴۰۱
- مرداد ۱۴۰۱
- تیر ۱۴۰۱
- خرداد ۱۴۰۱
- اردیبهشت ۱۴۰۱
- فروردین ۱۴۰۱
- اسفند ۱۴۰۰
- بهمن ۱۴۰۰
- دی ۱۴۰۰
- آذر ۱۴۰۰
- آبان ۱۴۰۰
- مهر ۱۴۰۰
- شهریور ۱۴۰۰
- مرداد ۱۴۰۰
- تیر ۱۴۰۰
- اردیبهشت ۱۴۰۰
- فروردین ۱۴۰۰
- اسفند ۱۳۹۹
- بهمن ۱۳۹۹
- دی ۱۳۹۹
- آذر ۱۳۹۹
- آبان ۱۳۹۹
- مهر ۱۳۹۹
- شهریور ۱۳۹۹
- مرداد ۱۳۹۹
- تیر ۱۳۹۹
- خرداد ۱۳۹۹
- آرشيو